Cheshmeha

2020

ویلا | رودهن، تهران، ایران

مساحت: 350m²

«دوطبقه‌ی وارونه»


این پروژه در روستای چشمه‌ها، واقع در مهرآبادِ رودهن قرار دارد. این ویلای آخر هفته برای یک زوج جوان، فرزندشان و مادربزرگ طراحی شده است. مادربزرگ ناخوش احوال است و آرامش و سکوت را ترجیح می‌دهد، اما او و دخترک خانواده پیوندی عمیق دارند. به منظور سهولت دسترسی و ورود مستقیم به باغ، اتاق‌های خواب در طبقه‌ی همکف و در مجاورت یکدیگر قرار گرفته‌اند. این ویلا به‌صورت دوطبقه‌ی وارونه طراحی شده است.


«کبوتر با کبوتر، باز با باز»


همسایه‌ی شرقی متشکل از دو بنای مجزاست که تنها از طریق یک راهروی شیشه‌ای در طبقه‌ی اول به یکدیگر متصل می‌شوند. در طبقه‌ی همکف، این فضای میانی به‌عنوان حفره‌ای سرپوشیده عمل می‌کند که حیاط اصلی را به باغ پشتی متصل می‌سازد. تمایز میان این دو سازه‌ی یکسان و هم‌اندازه در رنگ آن‌هاست. فرم کلی بنای همسایه، نخستین ترسیمات ما از خانه را تداعی می‌کند. شکل اولیه‌ی پروژه با اصلاح الگوی این سازه شکل گرفت. بخشی از بنای همسایه انتخاب، عریض و بلندتر شد، سپس به دو نیم تقسیم گردید. نیمه‌ی غربی یک طبقه پایین‌آورده شد و یک‌سوم ابتدایی آن حذف شد تا فضای خالی‌ای ایجاد شود که به‌عنوان پلی برای اتصال این دو بخش در نظر گرفته شده است.


«فضای خالی میان چیزها»


فضای خالی در طبقه‌ی همکف در امتداد محور شمالی-جنوبی گسترش می‌یابد و حیاط اصلی را از درون به باغ پشتی متصل می‌کند. حیاط به چهار بخش تقسیم شده و فضای داخلی به‌صورت شرقی-غربی جهت‌گیری شده است. در سمت شرقی، اتاق‌های کودک و مادربزرگ از اتاق‌خواب اصلیِ سمت غربی جدا شده‌اند که بر مسیرهای دسترسی عمودی تأثیر می‌گذارد. در بخش شرقی، راه‌پله‌ای دسترسی عمومی از همکف به تراس پشت‌بام فراهم می‌کند، در حالی که در بخش غربی، راه‌پله‌ای نیمه‌خصوصی از اتاق نشیمنِ مقابل اتاق‌خواب اصلی به آشپزخانه منتهی می‌شود. حفره‌ی طبقه‌ی اول اتصالی دومحوره ایجاد می‌کند. در محور شمالی-جنوبی، تراس اصلی و مبله‌شده در شمال را از تراس خدماتیِ مجاور آشپزخانه در جنوب جدا می‌سازد. در عین حال، در محور شرقی-غربی، آشپزخانه و ناهارخوری را از اتاق نشیمن اصلی تفکیک می‌کند. در طبقه‌ی دوم، بخش غربی حذف شده و حفره با آب پر می‌شود تا استخر کوچکی برای بخش شرقی ایجاد شود که به تراس تبدیل گشته است.


«شیطان لنگ»


همان‌طور که شوپنهاور اشاره کرد، جهان متمدن ما بالماسکه‌ای باشکوه است که در آن چیزها آن‌گونه که به نظر می‌رسند نیستند. ضروری است که از همان ابتدا فردی هوشیار و قادر به درک و تاب‌آوردن این بالماسکه باشیم. افسوس برای آسمودئوسی که نه تنها سقف‌ها را شفاف می‌سازد، بلکه دیوارها را نیز برمی‌دارد. آسمودئوس، آن شیطان مهربان در رمان «شیطان لنگ» آلن-رنه لوساژ، سقف خانه‌های روستا را برمی‌دارد تا آنچه را در زیر آن‌ها رخ می‌دهد به دوستش نشان دهد که آن را سرگرم‌کننده یافتند. ما نه برای بریدن سقف، بلکه برای ایجاد برشی عمودی که فضاهای داخلی بنا را به آنان که بر زمین ایستاده‌اند آشکار می‌سازد، از او یاری جستیم.